جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

مدت طولانی است که در بیان می‌نویسم.
از عنفوان نوجوانی تا به حال لحظاتم را ثبت کرده‌ام تا بعدها علاوه بر استفاده از تجربیات، از اشتباهات و خاطرات گذشته‌ام لذت ببرم.
هر بار که می‌نویسم کتابخانه به‌هم‌ریخته ذهنم مرتب می‌شود و آرام‌ می‌شوم.
از شلوغی فاصله می‌گیرم و شور عجیبی با وجودم گره‌ می‌خورد.

من یک آدم ساده که دوست دارم یک آدم خوب باشم، آدمی که خودم از آن راضی باشم، آدمی که شب‌ها موقع خواب راحت بخوابد و هر چند موفقیت‌هایش زیاد بزرگ نباشد اما به خودش افتخار کند.

من دوست دارم مسلمان واقعی باشم، هرچند که اسلام کامل است اما من هنوز خیلی با آنچه باید باشم فاصله دارم.

آخرین مطالب

Im about to die

پنجشنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۱۴ ق.ظ

این روزها خیلی سرم شلوغه .

خیلی خیلی بیشتر از توانم دارم کار میکنم و دیگه چشمام و کمرم واقعا داره نابود میشه.

پروژه وحشتناک معماری کامپیوترمون رو خدا رو شکر تموم کردیم و تقریبا تنها تیمی هستیم که تموم کردیم.

انصافا همگروهیم خیلی کمکم کرد و واقعا بیشتر از من کار کرد .

دیروز با اینکه روزه بود کلی کار کرد اما من تازه آخرش فهمیدم روزه بوده و از صبح وقتی هرچی بهش تعارف میزدم میگفت میل ندارم.

دمش گرم !

امیدوارم رو برد FPGA هم بره و نمره اون قسمت هم که امتیازی ه رو بگیریم.

از سخت افزار متنفرم .

متنفر!

استاد معماری هی دانشجو های خارج رو میکوبه سر ما و میگه چون ژاپنی ها فلان میکنن شما هم باید فلان کنید و کلی سر کلاس هممون رو تحقیر میکنه.

دو تا پروژه جاوا دارم که یکی رو زدم و اون یکی هنوز مونده.

پروژه SQL هم همینطور .

همه اینها به کنار و مسولیت مسابقه برنامه نویسی ورودی جدید ها هم گردن ماست.

امسال با سگ دو هایی که زدم تونستیم اسپانسر بیاریم و کلی جایزه داشته باشه مسابقمون و مثل پارسال که خودمون شرکت کننده بودیم نباشه.

علاوه بر دانشگاه خودمون به بهشتی و حواجه نصیر و علم و صنعت و الزهرا هم گفتیم و ظرفیتمون تقریبا پر شده و از استقبال راضیم.

با بچه های تیم ACM هم داریم سوال ها و تست کیس ها رو در میاریم .

دوشنبه امتحان SQL هم دارم.

صبح ها ساعت 10 کار رو شروع میکنم و شب ساعت 2 میخوابم.

با چشم چپم امروز دیگه نمیتونستم مانیتور رو نگاه کنم . کمرم هم بخاطر این صندلی های مسخره درد گرفته وحشتناک.


اما اگر کور هم بشم از پس همشون بر میام .

حتی اگر بمیرم.

خیلی وقتا این  فکر میاد تو ذهنم که مثلا بیخیال شم یا یک پروژه یا تمرین رو شونه خالی کنم اما اون موقع ها همیشه به خودم میگم که یک جنگجو هیچوقت میدان رو خالی نمیکنه.




از ماه بعد میخوام با یک سبک جدید تو وبلاگم بنویسم .

نوشته های جدیدم خیلی آشغالن و سبک و مزخرف.


تمام !


پ . ن .1: 

اون کاری که من جمعه کردم اگر نکرده بودم الان کلی جلو بود همه چی با اینکه همین الانش هم زیاد بد نیست.


پ . ن.2 : 

پوستر مسابقمون^_^ :

۹۶/۰۱/۲۴ موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد

نظرات  (۲)

خسته نباشی دلاور
پاسخ:
:) ممنون

ظرفیت پر شده؟! :(
پاسخ:
آره اما میتونید به عنوان ذخیره ثبت نام کنید :)
در صورت داشتن ظرفیت اضافی میتونید شرکت کنید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی