جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

مدت طولانی است که در بیان می‌نویسم.
از عنفوان نوجوانی تا به حال لحظاتم را ثبت کرده‌ام تا بعدها علاوه بر استفاده از تجربیات، از اشتباهات و خاطرات گذشته‌ام لذت ببرم.
هر بار که می‌نویسم کتابخانه به‌هم‌ریخته ذهنم مرتب می‌شود و آرام‌ می‌شوم.
از شلوغی فاصله می‌گیرم و شور عجیبی با وجودم گره‌ می‌خورد.

من یک آدم ساده که دوست دارم یک آدم خوب باشم، آدمی که خودم از آن راضی باشم، آدمی که شب‌ها موقع خواب راحت بخوابد و هر چند موفقیت‌هایش زیاد بزرگ نباشد اما به خودش افتخار کند.

من دوست دارم مسلمان واقعی باشم، هرچند که اسلام کامل است اما من هنوز خیلی با آنچه باید باشم فاصله دارم.

آخرین مطالب
  • ۰۶ آذر ۹۸ ، ۰۹:۴۲ -
  • ۲۸ آبان ۹۸ ، ۲۰:۲۴ -
  • ۲۷ آبان ۹۸ ، ۱۲:۴۵ -
  • ۰۲ اسفند ۹۷ ، ۱۲:۰۴ Safety

-

دوشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۲:۴۵ ب.ظ

یکم نگران آیندمم.

تافلم اومد و خدا رو شکر ۱۰۰ شدم. خفن نیست ولی نسبت به اهمالی که من کردم و با توجه به اینکه مینیمم همه جا رو اوردم راضیم.

دو هفته ای که تافل خوندم خیلی خوش گذشت. به خصوص وقتی که رایتینگ مینوشتم حس خیلی خوبی داشتم همیشه.

شاید دو برابر شد سوادم تو این دو سه هفته، خوشحالم از این بابت.

 

هنوز از هیچ استادی اوکی نگرفتم و این اذیتم می‌کنه. نمیدونم هزینه ای که دارم میدم اخرش نتیجه میده یا نه.

دوباره با چیزهای مختلف بمبارون شدم و باید از پس همش یه جوری بر بیام.

بزار بشماریم:

۱- اپلای کردن برای دانشگاها

۲- ایمیل زدن برای استادا

۳- شرکت

۴- درسا و تمرینا و امتحانا.

 

ولی خب به جای فکر کردن و panic کردن باید خیلی با ارامش به کارم ادامه بدم.

 

فقط احساسی قوی می تواند حریف یک احساس بشود. کار من مشخص است: باید یاد بگیرم عقل را به احساس تبدیل کنم.

 

۹۸/۰۸/۲۷ موافقین ۱ مخالفین ۰
میلاد

نظرات  (۱)

۲۷ آبان ۹۸ ، ۱۲:۴۸ پوریا قلعه

لایک

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی