جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

مدت طولانی است که در بیان می‌نویسم.
از عنفوان نوجوانی تا به حال لحظاتم را ثبت کرده‌ام تا بعدها علاوه بر استفاده از تجربیات، از اشتباهات و خاطرات گذشته‌ام لذت ببرم.
هر بار که می‌نویسم کتابخانه به‌هم‌ریخته ذهنم مرتب می‌شود و آرام‌ می‌شوم.
از شلوغی فاصله می‌گیرم و شور عجیبی با وجودم گره‌ می‌خورد.

من یک آدم ساده که دوست دارم یک آدم خوب باشم، آدمی که خودم از آن راضی باشم، آدمی که شب‌ها موقع خواب راحت بخوابد و هر چند موفقیت‌هایش زیاد بزرگ نباشد اما به خودش افتخار کند.

من دوست دارم مسلمان واقعی باشم، هرچند که اسلام کامل است اما من هنوز خیلی با آنچه باید باشم فاصله دارم.

آخرین مطالب

چیزی هست در قلم احمد کسروی...

يكشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۲، ۱۲:۵۱ ق.ظ


در ماه امتحانات من علاوه بر خواندن کامل برگردان قرآن به خواندن چند کتاب از کتاب های احمد کسروی پرداختم.

ابتدا قرار بود که تنها یک کتاب بخوانم اما قلم این مرد به قدری گیرایی داشت که من پس از به پایان رساندن هر کتاب به سراغ کتاب دیگر میرفتم.

آثار او اغلب در قالب مقالات تحلیلی و در بررسی عقاید ایرانیان است اما احمد کسروی هیچگاه در نوشته هایش به عقاید اقشار مختلف توهین نمیکند بلکه با استدلال های منطقی صحت عقیده ای را تایید یا رد میکند.

احمد کسروی هیچگاه به افسانه ها استناد نمیکند.

سره نویسی در نوشته های او موج میزند.

هنگامی که آثار احمد کسروی را مطالعه میکنی ، فرصت این را داری که به زیبایی ها و توانایی های زبان فارسی پی ببری و به این مهم برسی که میتوان بدون استفاده از کلمات عربی نیز متنی نوشت که همگان آن را درک کنند ، میتوانی دایره لغاتت را بزرگتر کنی و با شیوه ای خاص از نگارش فارسی آشنا شوی که فصاحت و شیوایی بسیاری دارد.

یاد میگیری که چگونه میتوان یک بعدی نبود و از نعمت بزرگ اندیشه استفاده کرد و با برهان و دلیل عقاید دینی را بررسی کرد.

وقتی زندگی او را میخوانی به خودساخته بودن شخصیت او پی میبری و بیشتر به او علاقه مند میشوی.

به ریشه بسیاری از اندیشه های پوچ مذهبی پی میبری و از احوال ایران در زمان کسروی و چندی قبل از او با خبر میشوی.

باید اعتراف کنم که هیچگاه در میان خواندن این کتاب ها خسته نمیشدم زیرا چیز خسته کننده ای در این کتاب ها نبود‌ ، در این کتاب ها حشو و تکرار نبود ، چرندگویی و بافندگی نبود ، تناقض نبود ، اغراق و خودستایی نبود ، پس من چگونه باید خسته میشدم؟


چند نقل قول از این کتاب ها:

‫من هرگز دوست نداشته بودم که مردی شناخته گردم و نامم به زبانها افتد.ولی چون خواه و ناخواه افتاده،‬ بسیار بجا میبود که تاریخ زندگانیم را خودم بنویسم که نیاز نباشد دیگران بپرسند و بجویند و چیزهایی از راست و‬ دروغ بدست آورند.‬

‫از سویی دیگر کوششهایی که در این ده سال و بیشتر، باهماد ما آغاز کرده ناچار یکدسته را دوستان و‬ هواخواهان، و یکدسته را دشمنان و بدخواهان من گردانیده و دیده میشود گاهی سخنی از زندگانی من به میان‬ میآورند و هر دو از راستیها دور می افتند.‬

‫در چند سال پیش یکی از روزنامه های مصر ستایشهایی از من کرده و دانشهای بسیاری را که من نمی دانم،‬ بنامم نوشته. از جمله مرا داننده بیش از ده زبان شناسانیده بود در حالیکه چنان نیست و من جز چند زبان ترکی و‬ فارسی و عربی و انگلیسی و ارمنی را نمیدانم و آنگاه دانش من «زبانشناسی» بوده نه زباندانی.‬

‫از آنسو بارها دیده شده دشمنان ما داستان بیرون آمدن مرا از عدلیه(که نتیجه رأی های آزادانه میبود که‬ میدادم و یکبار نیز دربار را محکوم گردانیدم که کاسه بر سر آن شکست)دستاویزکرده اند و به داستان رنگهای نچسبنده شگفتی داده اند.‬

‫از هر باره بجا می بود که من تاریخچه زندگانی خود را بنویسم و آن را اکنون که هزاران کسان از زندگان‬ گواه راستی اش میباشند بچاپ رسانیده بپراکنم.‬

(بر گرفته از مقدمه زندگانی من)

بگذرید از آنکه ایرانیان خو گرفته اند که هر شعری که دارای‬ مضمونکی باشد آن را بخوانند و لذت برند، از این خوی ایرانی درگذرید و از آن راه بیایید که از این شعرها چه‬ معنایی توان فهمید؟!گوینده اش چه میخواسته و چه راهی را دنبال کرده؟!در اینجاست که خواهید دید جز‬ ‫سخنان آشفته و شورانگیزی که از یک مغز آشفته و شوریده ای تراویده نمیباشد.

(بر گرفته از کتاب بهاییگری)


‫...ما نمیگوییم بهائیان دست از کیش خود بکشند، بلکه میگوییم اگر کیش بهایی آن‬

‫شایستگی را دارد که جهان را راه برد نشان بدهند و ما نیز خواهیم توانست با بهائیان همدست گردیم و آنرا در سراسر‬ ایران رواج دهیم، و اگر ندارد در آن حال بهائیان باید دست بردارند و خود را و دیگران را به رنج نیندازند. بهائیان به‬ ‫ایرادهای ما پاسخ دهند تا بدانیم چه میگویند‬.

(برگرفته از کتاب بهاییگری)


نمیخواهم از احمد کسروی غول بسازم اما باید بگویم چیزی بود در آثار احمد کسروی...

چیزی که این نوشته ها را بی مانند کرده بود.

شاید آن چیز صداقت بود‌ ، شاید هم شیوایی بیان یا شاید هم منطق!

شاید هم مجموعه ی همه این خصائل این نوشته ها را بی نظیر کرده بود.

کتاب زندگانی من را از اینجا بارگیری کنید!


۹۲/۱۰/۲۹ موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی