جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

مدت طولانی است که در بیان می‌نویسم.
از عنفوان نوجوانی تا به حال لحظاتم را ثبت کرده‌ام تا بعدها علاوه بر استفاده از تجربیات، از اشتباهات و خاطرات گذشته‌ام لذت ببرم.
هر بار که می‌نویسم کتابخانه به‌هم‌ریخته ذهنم مرتب می‌شود و آرام‌ می‌شوم.
از شلوغی فاصله می‌گیرم و شور عجیبی با وجودم گره‌ می‌خورد.

من یک آدم ساده که دوست دارم یک آدم خوب باشم، آدمی که خودم از آن راضی باشم، آدمی که شب‌ها موقع خواب راحت بخوابد و هر چند موفقیت‌هایش زیاد بزرگ نباشد اما به خودش افتخار کند.

من دوست دارم مسلمان واقعی باشم، هرچند که اسلام کامل است اما من هنوز خیلی با آنچه باید باشم فاصله دارم.

آخرین مطالب

هفته سوم اردیبهشت - سنگین اما شیرین

شنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۹:۱۴ ب.ظ

ابتدای این هفته با کانتست دادن همراه بود اما در اواسط هفته که فهمیدم واقعا کار ها زیاد است بیشتر به نوشتن تکالیف و پروژه ها پرداختم و تا آخر هفته ساعات بسیاری را پشت کامپیوترم گذراندم.


همچنین این دوشنبه رسما کار خودم را برای Quera شروع کردم و امیدوارم بتوانم تجربه های زیادی را در این شرکت کسب کنم و کلی چیز که بلد نیستم را در کنار بچه ها یاد بگیرم.

تا به حال که خیلی از کار راضی بودم. بچه ها خوب و خوش مشرب بودند اما این روزها به شدت فشار را روی خودم حس میکنم که دلیلش هفته قبل بود که هیچ کاری نکردم.

این هفته همچنین با یکی از نزدیکان تصمیمی برای ختم 60 روزه قرآن گرفتیم که امیدوارم هر دویمان کامل به قولی که داده ایم پایبند بمانیم.


هفته بعد هم مثل این هفته بسیار هفته سختی خواهد بود و علاوه بر کار من امتحان الگوریتم و امتحان درس وحشتناک معماری کامپیوتر به همراه دو تمرین را دارم.

همچنین باید GUI در جاوا یاد بگیرم که فکر نکنم کار خیلی سختی باشد.

امیدوارم سختی هفته بعد مانع این نشود که در کانتست Yandex شرکت کنم , این هفته که گذشت خیلی از کانتست ها را به خاطر درسم از دست دادم.


هر چقدر بیشتر کار سخت میکنیم یا سخت کار میکنیم اراده مان قوی تر میشود و کارها برایمان سهل میشود.


در شرح عکس:

این سوسیس تخم مرغ به همراه پیاز , خیار , آبلیمو و نان بربری صبحانه پنجشنبه ما بود که در یک قهوه خانه نه چندان تمیز صرف شد.

به شدت چسبید و لذت بخش بود.

۹۶/۰۲/۱۶ موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد

نظرات  (۱)

۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۶:۰۸ اسماعیل نادری
خیلی مشتیه صبحونه اس انگار :)))))))))). یه بار با هم بریم
پاسخ:
آره نزدیک شریف ه 
با حسین باید بریم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی