جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

مدت طولانی است که در بیان می‌نویسم.
از عنفوان نوجوانی تا به حال لحظاتم را ثبت کرده‌ام تا بعدها علاوه بر استفاده از تجربیات، از اشتباهات و خاطرات گذشته‌ام لذت ببرم.
هر بار که می‌نویسم کتابخانه به‌هم‌ریخته ذهنم مرتب می‌شود و آرام‌ می‌شوم.
از شلوغی فاصله می‌گیرم و شور عجیبی با وجودم گره‌ می‌خورد.

من یک آدم ساده که دوست دارم یک آدم خوب باشم، آدمی که خودم از آن راضی باشم، آدمی که شب‌ها موقع خواب راحت بخوابد و هر چند موفقیت‌هایش زیاد بزرگ نباشد اما به خودش افتخار کند.

من دوست دارم مسلمان واقعی باشم، هرچند که اسلام کامل است اما من هنوز خیلی با آنچه باید باشم فاصله دارم.

آخرین مطالب

هفته دوم،سوم و چهارم تیر - کلی حرف نگفته

جمعه, ۲۳ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۲۶ ب.ظ

سه هفته‌ای می‌شود که ننوشته‌ام. این خود سبب می‌شود که کلی حرف نگفته در ذهن داشته باشم.


در هفته دوم تیر ماه امتحان معماری را پیش رو داشتم که به لطف فیلم هایی که از سایت Maktabkhoone.org تهیه کردم ، توانتسم به خوبی از پس امتحان برآیم.


عید فطر، بعد از تقریبا یکسال، باز به شهری که در آن بزرگ شده بودم، کرج ، رفتم. 

کرج در این مدت خیلی تغییر کرده بود و عمده این تغییرات ساخت و ساز های عمرانی بود که در سطح شهر انجام شده بود و بالاخره کرج هم ویراژ ماشین‌ها در یک بزرگراه شهری را به خودش دید.

در یک ظهر تا عصری که در کرج بودم تقریبا تمام کرج را گشتم و کلی با دوست قدیمیم حرف زدم.


بعد از آن، امتحان درس پایگاه‌داده بود که من بازهم به روز آخر موکول کردم و این بار واقعا اذیت شدم اما آخرش به خوبی تمام شد و نمره کامل این درس را گرفتم.


بعد از امتحان پایگاه داده تقریبا امتحان ها تمام شده بود و نوبت به پروژه‌ها رسیده بود که در این پروژه‌ها سه چهار مرتبه قوی‌تر شدم.


من به دلیل تغییر رشته مجبور بودم Java را این ترم بردارم و علاوه بر بدختی های ورودی‌های ۹۴، بدبختی های ورودی های ۹۵ را هم داشتم.

پروژه جاوا یک بازی تحت شبکه(Tcp) و گرافیکی با قابلیت چت در وسط بازی و همچنین export چت ها به JSON و Import آنها بود.

کد زدیم، کد زدیم، کد زدیم.

انقدر که شب تحویل را کامل بیدار بودیم و این اولین باری بود که من طلوع آفتاب به آن زیبایی را می‌دیدم.

کد زدن در آخر شب هم عالمی داشت، بازده مان به شدت کم بود و فشار روی‌مان زیاد.

اما با این حال پروژه به نحو احسنت به پایان رسید. 

بعد از آن تنها یک شب برای پروژه پایگاه داده و معماری وقت بود که با کلی قهوه و هایپ و تخمه به اتمام رسید.


حال که نمره‌ها آمده در آستانه خلق یک رکورد هستم، تنها یک درس نمره اش نیامده و من به جز آن درس همه درس‌های دیگر این ترم را ۲۰ شده‌ام. در این چهار ترم هیچ‌وقت بعد امتحانات دیگر نمره برایم مهم نبوده اما اینبار برای معدل ۲۰ خیلی هیجان دارم.


از درس و دانشگاه که بگذریم بالاخره تابستان سر رسید و من برنامه نصف و نیمه‌ای برای این تابستان چیده‌ام.

از یادگرفتن Node.js بگیر تا ورزش وخواندن کتاب سیره رسول‌ الله آقای زریاب خویی ، رشد صنعت در کره و هنر سریع فکر کردن ادوارد دوبونو.

برنامه‌های ACM هم که سر جای خودش است و پنجشنبه‌ها با پویا مشغولیم.


مدتی است از کار در Quera زده شده‌ام ، اخلاق بعضی‌ها خیلی زننده است اما بعضی‌ها انقدر اخلاق خوبی دارند که من را از بیرون آمدن منصرف می‌کنند.


آن دو سه روزی که پروژه می‌زدم اخلاقم خیلی بد شده بود، با همه دعوایم می‌شد و بی مورد از همه ناراحت می‌شدم، گمانم تاثیر خواب کم بود.

نکته تلخ اینست که فعلا کار من با جاوا تمام شده اما من تازه به این زبان تعلق خاطر پیدا کرده‌ام. دوست ندارم به این راحتی‌ها از سرش دست بردارم.


 فکر نمیکنم نکته‌ای باقی مانده باشد...

۹۶/۰۴/۲۳ موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد

نظرات  (۲)

یعنی مایه ی ابروریزی دانشجوها هستید با این نمرات!! :)
یعنی شما حتی اخر هفته هام نمیرید خونه تون؟؟؟ کرج که همین بغله!!! :o

پاسخ:
سلام 
من زیاد درس نخوندم این ترم بیشتر مشغول بازی و کار بودم.
بعد از ترم ۲ خونه تهران گرفتم و دیگه خیلی کم کرج میرم.
۲۹ تیر ۹۶ ، ۲۳:۴۵ اسماعیل نادری
اون وخ به من یم گی معدل نجومی؟
:\
پاسخ:
داداش مهم آخر کاره که شما با گپ از ما بیشتر شد معدلت 


معدل نجومی :پی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی