جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

مدت طولانی است که در بیان می‌نویسم.
از عنفوان نوجوانی تا به حال لحظاتم را ثبت کرده‌ام تا بعدها علاوه بر استفاده از تجربیات، از اشتباهات و خاطرات گذشته‌ام لذت ببرم.
هر بار که می‌نویسم کتابخانه به‌هم‌ریخته ذهنم مرتب می‌شود و آرام‌ می‌شوم.
از شلوغی فاصله می‌گیرم و شور عجیبی با وجودم گره‌ می‌خورد.

من یک آدم ساده که دوست دارم یک آدم خوب باشم، آدمی که خودم از آن راضی باشم، آدمی که شب‌ها موقع خواب راحت بخوابد و هر چند موفقیت‌هایش زیاد بزرگ نباشد اما به خودش افتخار کند.

من دوست دارم مسلمان واقعی باشم، هرچند که اسلام کامل است اما من هنوز خیلی با آنچه باید باشم فاصله دارم.

آخرین مطالب

هفته اول تیر - مرد کچل واپسین لحظات

جمعه, ۲ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۰۸ ق.ظ

از بچگی مرد دقایق آخر بودم، هر کاری که بود؛ چه درس خواندن، چه کارهایی که دیگران ازم خواسته بودند را زمانی شروع می‌کردم که مطمئن باشم اگر تا دقیقه‌ای دیگر آن را شروع نکنم، به سرانجام نمی‌رسد.

یک‌جور مازوخیسم که دوست داشتم حتما فشار و استرس روی من باشد. هر وقت که فشار و استرس نبود دستم به کار نمی‌رفت.

وقتی وارد دانشگاه شدم این عادت را ترک کردم تا اینکه این ترم(ترم چهارم) دوباره فیل من یاد هندوستان کرد و مثل گذشته شدم.

یکشنبه امتحان معماری کامپیوتر دارم و تقریبا هیچ کاری نکردم و الآن، همان زمانی است که می‌دانم اگر شروع نکنم دیگر کار به سرانجام نمی‌رسد.


از درس و دانشگاه که بگذریم، می‌رسیم به یک اتفاق جالب که آن هم گرفتن اولین حقوقم بود، البته قبل از این با کار های پروژه‌ای، تدریس و خرید و فروش پول‌های خوبی درآورده بودم اما این اولین حقوق برای یک کار ثابت بود.

زیاد کار کردن را دوست ندارم، پول درآوردن خیلی خوب و لذت بخش است اما کار فرساینده و یکنواخت است.

بعضی موقع ها فکر می‌کنم من که کد زدن برایم یکنواخت می‌شود اگر راننده تریلی یا نگهبان بودم چه می‌شد؟


این هفته موهایم را بعد از ۱ سال از ته زدم و با سرزنش های زیاد اطرافیان مواجه شدم. خودم هم نفهمیدم چه شد که موهایی که تازه بلند شده بود و تازه میتوانستم با کش ببندم را از ته زدم، شاید بخاطر تصمیم بزرگی بود که گرفتم، حتما می‌دانید که سامورایی‌ها هر وقت تصمیم بزرگی میگرفتند موهایشان را از ته می‌زدند.

اینکه تصمیم من چه بود؟ 

بماند.


از این به بعد عکس‌های هر پست را در ادامه مطلب آن پست می‌گذارم تا بلاگم زیادی سنگین نشود.


توضیح عکس: من(قبل کچلی) به همراه دوست خوبم اسماعیل. حیف که عکس تار شده :'( 

۹۶/۰۴/۰۲ موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد

نظرات  (۲)

این عکس واقعی خودتونه؟
پاسخ:
اونیکه قدش کوتاه تره منم
اونیکی دوستمه

یعنی شما واقعا اقای میلاد هستید؟
پاسخ:
فاز شما چیست؟!

آره من میلادم 
شخصیت حقیقی هم هستم یعنی اگر باورت نمیشه میتونی بیای دانشگاه ببینی!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی