جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

مدت طولانی است که در بیان می‌نویسم.
از عنفوان نوجوانی تا به حال لحظاتم را ثبت کرده‌ام تا بعدها علاوه بر استفاده از تجربیات، از اشتباهات و خاطرات گذشته‌ام لذت ببرم.
هر بار که می‌نویسم کتابخانه به‌هم‌ریخته ذهنم مرتب می‌شود و آرام‌ می‌شوم.
از شلوغی فاصله می‌گیرم و شور عجیبی با وجودم گره‌ می‌خورد.

من یک آدم ساده که دوست دارم یک آدم خوب باشم، آدمی که خودم از آن راضی باشم، آدمی که شب‌ها موقع خواب راحت بخوابد و هر چند موفقیت‌هایش زیاد بزرگ نباشد اما به خودش افتخار کند.

من دوست دارم مسلمان واقعی باشم، هرچند که اسلام کامل است اما من هنوز خیلی با آنچه باید باشم فاصله دارم.

آخرین مطالب

شب زنده داری...

جمعه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۲، ۱۲:۳۳ ق.ظ


شاید دو ماه پیش یک درصد هم فکر نمیکردم که خرداد ۱۳۹۲ بهترین برهه از زندگیم شود.

آن زمان گمان میکردم که آن روزها بدترین بازه زندگیم بوده است اما حال نظرم ۱۸۰ درجه برگشته است.

هر وقت که به کارهایی که در‌آن روزها انجام دادم فکر میکنم احساس غرور میکنم.

چون در آن زمان بازده بالایی داشتم و وقتم اصلا تلف نمیشد.

از امتحان میامدم ، کتاب غیر درسی میخواندم  ، فوتبال بازی میکردم ، شام میخوردم ،‌فیلم میدیدم و رستاخیز من شروع میشد...

من میماندم و یک کتاب و شب و امتحان...

شبانه درس میخواندم و لذت میبردم و بهترین نتیجه را هم میگرفتم.

صبح ها به زور از خواب بلند میشدم و احساس میکردم دنیا بر سرم خراب شده است.

آن روزها گذشته است اما خاطرات خوبش  است که برای من باقی مانده است.


الان که فکر میکنم میبینم انسانها وقتی به زمانهایی که در آن تلاش کرده اند فکر میکنند احساس غرور میکنند و از گذشته لذت میبرند.


پی نوشت ۱: به طرز خیره کننده ای با عکس این اسکلت حال میکنم.



۹۲/۰۵/۱۸ موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی