جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

مدت طولانی است که در بیان می‌نویسم.
از عنفوان نوجوانی تا به حال لحظاتم را ثبت کرده‌ام تا بعدها علاوه بر استفاده از تجربیات، از اشتباهات و خاطرات گذشته‌ام لذت ببرم.
هر بار که می‌نویسم کتابخانه به‌هم‌ریخته ذهنم مرتب می‌شود و آرام‌ می‌شوم.
از شلوغی فاصله می‌گیرم و شور عجیبی با وجودم گره‌ می‌خورد.

من یک آدم ساده که دوست دارم یک آدم خوب باشم، آدمی که خودم از آن راضی باشم، آدمی که شب‌ها موقع خواب راحت بخوابد و هر چند موفقیت‌هایش زیاد بزرگ نباشد اما به خودش افتخار کند.

من دوست دارم مسلمان واقعی باشم، هرچند که اسلام کامل است اما من هنوز خیلی با آنچه باید باشم فاصله دارم.

آخرین مطالب

سلف دیباگینگ ۱

جمعه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۲۲ ق.ظ

پرده اول - سیری در نهج البلاغه

این‌ هفته مسابقات قرآنی بود و من قصد داشتم که در مسابقات نهج‌البلاغه شرکت کنم.

کتابی که برای مسابقه‌ انتخاب شده‌بود، کتاب «سیری در نهج البلاغه» مطهری بود، این کتاب بر خلاف سایر کار‌های مطهری به دلم نشست، دلیلش هم این بود که این کتاب به قلم خود آقای مطهری بود و مثل خیلی از کتاب‌هایش متن یک سخنرانی نبود.

به نظرم بزرگترین خیانتی که می‌توانستند به او بکنند چاپ کردن سخنرانی‌هایش به صورت کتاب بود، سخنرانی هر چقدر هم خوب باشد با کتاب تفاوت دارد، در سخنرانی مخاطب‌ها متفاوتند، حالت درونی خود سخنران تاثیر گذار است و از همه مهمتر در سخنرانی بر خلاف کتاب نمی‌توان بخشی از گفته‌ها را اصلاح کرد و دوباره گفت. 

بگذریم.

این که چرا به جای خود کتاب نهج‌البلاغه که نص صریحی دارد باید یک‌ کتاب دیگر را انتخاب کنند بماند، این که من هم کتاب را خواندم ولی یادم رفت در مسابقه شرکت کنم هم بماند در این‌جا می‌خواهم یک قسمت از کتاب که خیلی به دلم نشست را نقل کنم:

«طه حسین، ادیب و نویسنده معروف مصری معاصر، در کتاب ”علی و بنوه“ داستان مردی را نقل می‌کند که در جریان جنگ جمل دچار تردید می‌شود، با خود می‌گوید چطور ممکن است شخصیت‌هایی از طراز طلحه و زبیر برخطا باشند؟!‌ درد دل خود را با خود علی (ع) در میان می‌گذارد و از خود علی می‌پرسد که مگر ممکن است چنین شخصیت‌های عظیمِ بی‌سابقه‌ای بر خطا روند؟

علی به او می‌فرماید:  تو سخت در اشتباه‌ای، تو کار واژگونه‌ای کرده‌ای. تو به جای اینکه حق و باطل را مقیاس عظمت و حقارت شخصیت‌ها قرار دهی، عظمت‌ها و حقارت‌ها را که قبلاً با پندار خود فرض کرده‌ای مقیاس حق و باطل قرار داده‌ای. تو می‌خواهی حق را با مقیاس افراد بشناسی! برعکس رفتار کن. اول خود حق را بشناس، آن‌وقت اهل حق را خواهی شناخت؛ خود باطل را بشناس، آن‌وقت اهل باطل را خواهی شناخت. آن‌وقت دیگر اهمیت نمی‌دهی که چه کسی طرفدار حق است و چه کسی طرفدار باطل. و از خطابودن آن شخصیت‌ها در شگفت و تردید نخواهی بود.



به نظرم من هم چه در شناخت حق، چه در شناخت موفقیت و قوی بودن واقعی دچار این اشتباه هستم.

این مشکلم را دیباگ می‌کنم.



پرده دوم ـ وقتی عصبانی می‌شوی از گوشی فاصله بگیر

من یک بدی دارم و یک ویژگی که نمی‌دانم آن را خوبی حساب کنم یا بدی و یک خوبی.
بدی من اینست که گاهی اوقات در فضای مجازی اعصابم بیش از حد از بعضی حرف‌ها خرد می‌شود و به شخصی که اعصابم از دستش خرد می‌شود واکنش‌هایی می‌دهم که مناسب نیست.

ویژگی دوم اینست که من اصلا و ابدا نمی‌توانم تحمل کنم که کسی از من آزرده خاطر باشد یا از من ناراحت شود. به طرز وحشتناکی شکنجه روحی می‌شوم اگر حس کنم کدورتی وجود دارد. خیلی‌ها مثل من نیستند و می‌توانند به سادگی از این مسئله عبور کنند اما من نمی‌توانم.

خوبی‌ام هم اینست که من خیلی راحت عذر خواهی می‌کنم، فرقی ندارد تقصیر من باشد یا نباشد، مستقل از شخص، بدون اینکه به غرورم لطمه‌ای وارد شود عذرخواهی می‌کنم.


خب حالا ۳ ویژگی را دنبال هم تصور کن:

به یکی که ازش ناراحت می‌شوم واکنش نشان می‌دهم -> فکر اینکه نکند از من ناراحت شده باشد دیوانه‌ام می‌کند -> مجبور می‌شوم عذرخواهی کنم.


و این چرخه بارها تکرار می‌شود.

البته به تازگی این اتفاق خیلی کم پیش می‌آید (قدیم‌ها بیشتر بود) اما دیگر از این اتفاق خسته شد‌ه‌ام.
سعی می‌کنم دیگر هیچوقت در فضای مجازی واکنشی نشان ندهم، هیچوقت.

این مشکلم را دیباگ می‌کنم.



قطعا مشکلات من بیش از این‌هاست اما برای اینکه واقعا بتوانم دیباگ کنم،
فعلا بس!


پرده سوم ـ‌ تقدیر از خودم

چند هفته‌ای است حسابی خودم را محاسبه می‌کنم.

حساب کتاب‌ها و خرج‌هایم را در اپلیکیشن Nivo وارد می‌کنم و کلی خرج اضافی را کم کرده ام.
تایم‌های مفید را گروه‌بندی کرده‌ام و در شیت‌ آنلاینی وارد می‌کنم.
اتفاقاتی هم که در روزی که گذشت افتاد را با جزییات یادداشت می‌کنم.
اهدافی را نوشته‌ام و هر روز اهدافم را مرور می‌کنم و محاسبه می‌کنم چقدر در راستای اهدافم گام برداشته‌ام.

پیشنهاد می‌کنم اگر شما هم فکر می‌کنید می‌توانید خیلی بهتر از این چیزی که هستید باشید، این کار را بکنید.

این کار به شما ثابت می‌کند که چقدر اشتباه و چقدر وقت خالی دارید.
بعد از چند روز خسته می‌شوید و ناخواسته خودتان را اصلاح می‌کنید.

به من اطمینان کنید :)

چیزی که من فهمیده‌ام اینست که من از ۴۰ درصد توانم هم استفاده نمی‌کنم.



پ.ن: خانه‌های میانی شیت را سیاه کردم تا اطلاعاتم را محفوظ نگه دارم :))
۹۶/۱۲/۱۱ موافقین ۳ مخالفین ۰
میلاد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی