جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

مدت طولانی است که در بیان می‌نویسم.
از عنفوان نوجوانی تا به حال لحظاتم را ثبت کرده‌ام تا بعدها علاوه بر استفاده از تجربیات، از اشتباهات و خاطرات گذشته‌ام لذت ببرم.
هر بار که می‌نویسم کتابخانه به‌هم‌ریخته ذهنم مرتب می‌شود و آرام‌ می‌شوم.
از شلوغی فاصله می‌گیرم و شور عجیبی با وجودم گره‌ می‌خورد.

من یک آدم ساده که دوست دارم یک آدم خوب باشم، آدمی که خودم از آن راضی باشم، آدمی که شب‌ها موقع خواب راحت بخوابد و هر چند موفقیت‌هایش زیاد بزرگ نباشد اما به خودش افتخار کند.

من دوست دارم مسلمان واقعی باشم، هرچند که اسلام کامل است اما من هنوز خیلی با آنچه باید باشم فاصله دارم.

آخرین مطالب

اندر احوالات ما در اوایل مهرماه ۱۳۹۲

يكشنبه, ۷ مهر ۱۳۹۲، ۱۲:۳۸ ق.ظ

ین روز ها به قدری اتفاقات جالب برایم رقم میخورد که حیفم آمد راجع به آن ننویسم!

به طرز خیره کننده ای دوستانم را از دست میدهم اما نمیدانم چرا هرچه دورم خلوت تر میشود احساس خشنودی بیشتری در من رخنه میکند.

از طرفی بسیار خوشحالم که از شر تابستان لعنتی خلاص شدیم و به ماه تلاش و کوشش رسیده ایم.

لذتی که از تنها شدن میبرم وصف ناشدنیست.

یاد جمله ای از فایت کلاب می افتم که در آن میگفت:

« ۳۰ روز است تلویزیون ندیده ام باورم نمیشود زنده ام.»

حکایت من هم همین است زیرا هیچوقت احساس نمیکردم از نبود دوستانم انقدر لذت ببرم.
به هدفم رسیده ام و ذهنم خلوت شده است.
تک تک این لحظات حس میکنم هم از نظر عقلی هم از نظر درونی بزرگ میشوم و بسیار از این بابت لذت میبرم.
امیدوارم این لذت ها پایدار باشد.
احساس میکنم دارم خودم را پیدا میکنم.


۹۲/۰۷/۰۷ موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی