جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

مدت طولانی است که در بیان می‌نویسم.
از عنفوان نوجوانی تا به حال لحظاتم را ثبت کرده‌ام تا بعدها علاوه بر استفاده از تجربیات، از اشتباهات و خاطرات گذشته‌ام لذت ببرم.
هر بار که می‌نویسم کتابخانه به‌هم‌ریخته ذهنم مرتب می‌شود و آرام‌ می‌شوم.
از شلوغی فاصله می‌گیرم و شور عجیبی با وجودم گره‌ می‌خورد.

من یک آدم ساده که دوست دارم یک آدم خوب باشم، آدمی که خودم از آن راضی باشم، آدمی که شب‌ها موقع خواب راحت بخوابد و هر چند موفقیت‌هایش زیاد بزرگ نباشد اما به خودش افتخار کند.

من دوست دارم مسلمان واقعی باشم، هرچند که اسلام کامل است اما من هنوز خیلی با آنچه باید باشم فاصله دارم.

آخرین مطالب

۲ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

آن مگس بر برگ کاه و بول خر

همچو کشتیبان همی افراشت سر

گفت من دریا و کشتی خوانده‌ام

مدتی در فکر آن می‌مانده‌ام

اینک این دریا و این کشتی و من

مرد کشتیبان و اهل و رای‌زن

بر سر دریا همی راند او عمد

می‌نمودش آن قدر بیرون ز حد

بود بی‌حد آن چمین نسبت بدو

آن نظر که بیند آن را راست کو

عالمش چندان بود کش بینشست

چشم چندین بحر همچندینشست

صاحب تاویل باطل چون مگس

وهم او بول خر و تصویر خس

گر مگس تاویل بگذارد برای

آن مگس را بخت گرداند همای

آن مگس نبود کش این عبرت بود

روح او نه در خور صورت بود


مثنوی

میلاد
۱۷ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۰۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

 موضوعات زیادی در ذهنم هست که دوست دارم راجع به آن‌ها بنویسم، دلم می‌خواهد از اردوی‌ جهادی بنویسم که یکی از خاص‌ترین تجربه‌هایم شد یا از کتاب آقای زریاب‌خویی که به تازگی تمامش کردم اما اینبار موضوعی را انتخاب کردم که چند وقتی می‌شود که ذهنم را مشغول کرده‌است.


آیا ما تفاوت‌‌های بسیاری با گذشتگان داریم؟


وقتی به ظاهر قضیه نگاه کنیم فکر می‌کنیم که انسان مدام در حال رشد است و بدیهی است که ما نسبت به مردم ۲۰۰۰ سال پیش بسیار پیش‌رفته تر باشیم، در نگاه اکثر مردم هم همین‌طور است و اغلب گذشتگان را به صورت انسان هایی عقب افتاده و بسیار پست نگاه می‌کنند.


اما آیا واقعا اینطور است؟

آیا می‌توانیم بگوییم به طور میانگین از نظر عقلی، سطح زندگی و اخلاقی ما از گذشتگان بهتریم؟

راستش خودم هم نمی‌دانم! اما حس می‌کنم تاریخ مدام در حال تکرار شدن است اما در پوسته‌هایی مختلف.


پیشرفت‌های ما نسبت به گذشتگان که به وضوح مشخص است اما من در اینجا قصد دارم به یک‌سری از پسرفت‌ها و شباهت‌های ما با گذشتگان اشاره کنم.


۱- شرک دیروزی و شرک مدرن: 

وقتی به عادات و رفتار های گذشتگان نگاه می‌کنیم خود به خود خنده‌مان می‌گیرد! از پرستش ماه و خورشید بگیر تا کارهایی که با بت‌ها می‌کردند. اما آیا به انسانی که تا به حال ندای هیچ پیامبری را نشنیده است اما ذاتش وجود یک خالق را حس می‌کند حق نمی‌دهید یک منبع نور عظیم در آسمان را بپرستد؟

وقتی کتاب آقای زریاب خویی را خواندم، نیک دریافتم که پرستش خدای یگانه قبل از پیامبر در عربستان چیز جدیدی نبوده اما مشرکین میگفتند که ما بت‌ها را می‌پرستیم تا ما را به خدا نزدیک‌تر کند.

 اما آیا امروزه که تقریبا هر فردی در زندگی‌اش با پیامبران و مکاتب مختلف آشنایی دارد شرکی نمی‌بینیم؟

محرم نزدیک است، اینبار با دقت بیشتری مراسم را نگاه کنید.


۲ - تمرکز در دنیای فعلی، امری غیرممکن:

به نظر شما باز هم انسان‌های بزرگی مانند مولانا، ملاصدرا، نیوتن، گالوا و ... متولد خواهند شد؟ خب دلیلی ندارد جواب با قاطعیت «نه» باشد اما یک چیز دیگر، اگر چنین انسانی با چنین استعدادی متولد شود آیا اصلا فرصت می‌کند خودش را بشناسد؟

به اطراف نگاه کنید تقریبا دنیای امروزی پر از چیزهایی است که تمرکز انسان را به هم می‌زند همه جا پر از تبلیغ ، همه جا شلوغی، همه جا ترافیک و از همه مهم‌تر نظام‌های آموزشی که در هر کجای دنیا تو را آنگونه که دوست دارند بار می‌آورند.

تاثیر این شلوغی روی اخلاق، تفکر و به طور کلی زندگی را وقتی میفهمیم که برای مدتی از شهر خارج شویم و تنها باشیم.

آیا در دنیای امروزی، با این اوضاع شبکه‌های اجتماعی تمرکز امری شدنی است؟


۳- رذیلت‌هایی که کم‌کم به ارزش تبدیل می‌شوند:

هر چقدر سعی می‌کنم روشن فکری را در خودم بیدار کنم هیچگونه نمی‌توانم چیزی مثل همجنس‌گرایی را بپذیرم.

اما به سادگی این جور چیزها به مرور زمان کم کم تبدیل به پتکی شدند که ما بر سر گذشتگان بکوبیم و بگوییم که ببینید ما چقدر با فرهنگیم و حقوق همجنسگرایان را به رسمیت می‌شناسیم.

اوضاع طوری شده است که به رسمیت شناختن ازدواج همجنسگرایان تبدیل به یک فاکتور برای سنجش آزادی و تمدن ملت‌ها شده است.

این ابتذال‌ها تا کجا‌ پیش می‌رود ؟

آیا ۳۰۰ سال دیگر شاهد این هستیم که فلان کشور در پارلمانش ازدواج با حیوانات را تصویب می‌کند؟


۴- وضعیت رفاه:

در نگاه اول رفاه امروزه خیلی بیشتر شده‌است،حمل و نقل راحت شده است، غذاهای بهتری می‌خوریم . اما صبر کن ! این رفاه ما را به بردگانی تبدیل کرده‌است که برای به دست آوردن اندکی از آن باید بردگی کنیم! باید بیگاری بکشیم!

ما رفاه بیشتری داریم چون نسبت به گذشتگان بیشتر جان می‌کنیم!

اما آیا این رفاه رضایت ما از زندگی را بیشتر کرده‌است؟ آیا گذشتگان بیشتر کاری که دوست داشتند را انجام می‌دادند یا ما؟

قضیه ساده است : ما در قبال رفاهی که بدست آورده‌ایم قناعت را از دست داده‌ایم  قناعت گذشتگان کمبود رفاهشان را جبران می‌کرد و این باعث می‌شود که امروزه نسبت به گذشته رضایت کمتری از زندگی داشته باشیم.

اختلاف طبقاتی هم بسیار ملموس‌تر شده است و به طوری که اختلاف کشاورز دیروزی و پادشاه بسیار کمتر بود از آقازاده امروزی و یک دانشجوی ساده.



۵- قدرت تفکر :

قبل از اینکه شخصی مثل ابوجهل را بشناسم از روی اسمش حدس می‌زدم که این شخص باید فردی عقب افتاده باشد.

اما بیشتر که با او آشنا شدم فهمیدم که اتفاقا حرف‌های ابوجهل دقیقا همان حرف‌هایی است که امروزه دوستان در توییتر برای رد خدا و جلب توجه جلوی جنس مخالف می‌آورند. 

شاید هم واقعا این سوال‌ها جواب قانع کننده‌ای پیدا نکرده است.  


۶- انسان‌ها مادی‌تر می‌شوند:

آیا تعریف یک مرد موفق در این دنیا با مرد موفق در ۱۰۰۰ سال قبل متفاوت است؟

در نگاه اول فکر می‌کنیم که چون مردم گذشته مشتی وحشی بودند که دنبال گرفتن سرزمین‌های هم بودند پس معیار موفقیت باید زور باشد، که البته با نگاه به تمدن‌های مختلف می‌بینیم که همیشه اینگونه نبوده اما آیا امروزه زور جای خود را به چیز ارزشمندی داده‌است؟

از نظر من معیار موفقیت برای اکثر افراد پول است فارغ از اینکه آن پول چگونه بدست آمده پس اگر نسبت به گذشتگان پسرفتی نکرده باشیم پیشرفتی هم نداشته‌ایم.


از نظر من زندگی انسان‌ها یک چرخه دارد که مدام تکرار می‌شود.


میلاد
۱۰ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۵۸ موافقین ۲ مخالفین ۱ ۲ نظر