جریان

فصل پشت‌کار و اعتماد به نفس

جریان

فصل پشت‌کار و اعتماد به نفس

مدت طولانی است که در بیان می‌نویسم.
از عنفوان نوجوانی تا به حال لحظاتم را ثبت کرده‌ام تا بعدها علاوه بر استفاده از تجربیات، از اشتباهات و خاطرات گذشته‌ام لذت ببرم.
هر بار که می‌نویسم کتابخانه به‌هم‌ریخته ذهنم مرتب می‌شود و آرام‌ می‌شوم.
از شلوغی فاصله می‌گیرم و شور عجیبی با وجودم گره‌ می‌خورد.

من یک آدم ساده که دوست دارم یک آدم خوب باشم، آدمی که خودم از آن راضی باشم، آدمی که شب‌ها موقع خواب راحت بخوابد و هر چند موفقیت‌هایش زیاد بزرگ نباشد اما به خودش افتخار کند.

من دوست دارم مسلمان واقعی باشم، هرچند که اسلام کامل است اما من هنوز خیلی با آنچه باید باشم فاصله دارم.

آخرین مطالب

۴ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

ترم سوم که تازه به کامپیوتر تغییر رشته داده‌بودم کسی را نمی‌شناختم.

فقط آرمین بود که اصلا نمی‌دانست تمرین و پروژه داریم یا نه! چه برسد به اینکه بخواهد بنویسد، اما هر چه گذشت من بیشتر با بچه‌ها صمیمی شدم و این یک اثر بد برای من داشت، من دیگر تمرین‌ها را خودم نمی‌نوشتم و فقط از روی بقیه کپی می‌کردم.


گام‌ به گام گذشت تا به اینجا رسیدیم که این ترم من تقریبا همه تمرین‌ها را از روی اسماعیل کپی کردم.


اما یک‌جا باید این مسئله تمام شود


با اینکه همه پروژه پردازش تصویر را کپی می‌کنند.

با اینکه اسماعیل پروژه را زده است و بدون هیچ منتی به من می‌دهد.

اما من پروژه را کپی نمی‌زنم.



در واقع:

من دیگر هیچ تمرین و پروژه‌ای را کپی نمی‌زنم.


و دیگر از اینکه بقیه تقلب می‌کنند من نه، حرص نمی‌خورم.

چون این استدلالی که تا به حال برای خودم می‌کردم مثل این بود که بگویم چون همه دزدی می‌کنند من هم دزدی می‌کنم، مطمئنم که این مسئله حتی اگر باعث شود نمره‌ام کمتر هم شود نتیجه‌اش اینست که پشتکارم را بیشتر می‌کند.


یکجا باید تمام‌ شود دیگر...

نه؟!




پی‌نوشت ۱: دوستت دارم اسماعیل.

میلاد
۳۰ دی ۹۶ ، ۲۰:۵۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

مخاطب فقط خودمم


  • هنوز ۵ سال نگذشته از شب‌هایی که زمان دبیرستان تا صبح بیدار می‌موندی و درس می‌خوندی، حالا چه بلایی سرت اومده که انقدر زود وا میدی؟
  • کمال‌گرایی که همیشه باعث شده کارها رو به نحو احسنت انجام بدی داره گم میشه. یعنی چی که همین‌قدر تلاش می‌کنم هر چی شد، شد.
  • مرزهات رو تو هر مذاکره‌ای مشخص کن و حتی یک‌ قدم هم ازشون عقب تر نیا.
  • وقتی که همه‌ی حرفات رو زدی فقط منتظر نتیجه باش، بهیچوجه دیگه هی دنبال طرف مقابل نرو.
  • کمتر بخواب، بیشتر تلاش کن.
  • نه قدم‌هایی که زدی رو بشمر نه قدم‌هایی که مونده تا قله، فقط جلوی‌ پات رو نگاه کن و بالا برو، تا وقتی به قله نرسیدی پایین رو نگاه نکن.
  • امروز که گذشت ولی دیگه هیچ‌وقت انقدر زود وا نده.
  • خدا بزرگه و امور رام مقدرات.
میلاد
۱۵ دی ۹۶ ، ۲۱:۲۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

به نظر شما سوپرمارکتی که ۱۰ نوع مارک مختلف شیر داشته باشد موفق‌تر است یا سوپرمارکتی که فقط ۲ نوع از آن ۱۰ نوع شیر را دارد؟
اگر منطقی بخواهیم نگاه کنیم چون شیرهای سوپرمارکت دوم زیرمجموعه شیرهای سوپرمارکت اول است پس باید فروش سوپرمارکت اول بیشتر باشد اما متاسفانه تجربه نشان داده‌است که سوپرمارکت دوم موفق تر است.
چرا؟
چون ما آدم‌ها وقتی گزینه‌های زیادی روبرویمان باشد «فلج» می‌شویم.
فقط فکر می‌کنیم و فکر می‌کنیم و سرآخر ترس از تصمیم اشتباه باعث می‌شود هیچ تصمیمی نگیریم.

شاید مثال سوپرمارکت مثال خوبی نباشد به مثال‌های زیر دقت کنید:

دانشجویی که نمی‌داند راه آکادمیک را ادامه دهد یا فنی.
دانشجویی که نمی‌داند که برای ارشد می‌خواهد رشته خودش را بخواند یا رشته دیگری مثل MBA یا اصلا ارشد نخواند.
دانشجوی کامپیوتری که همواره به این فکر می‌کند که کدام زبان برنامه‌نویسی را برای یادگیری انتخاب کند.

می‌توانم n نفر مصداق جمله فوق را برای شما مثال بزنم که حداقل یک سال است در این حالت مانده‌اند.

فلج آنالیز اگر هم به تصمیم نگرفتن منجر نشود قطعا وقت بسیاری از این افراد را سوزانده است.
عامل اصلی فلج آنالیز، عذاب وجدانی است که بعد از تصمیم گیری سراغ ما می‌آید که همواره با خود می‌گوییم اگر آن تصمیم را می‌گرفتم فلان می‌شد.

راه‌حل‌های دوری از فلج آنالیز
۱- یک زمان مشخص کنیم و به خودمان قول بدهیم حتما تا آن زمان تصمیم را بگیریم، این زمان می‌تواند وقتی باشد که از آن پس مطمئن باشیم دیگر داده‌ای برای تصمیم مورد نظر به مغز ما اضافه نمی‌شود.

۲- همواره یادمان باشد که برای موفقیت تنها یک‌راه وجود ندارد. ممکن است هر چند تصمیمی که ما بین آن‌ها مانده‌ایم ما را به موفقیت برساند.



پ.ن: فلج آنالیز بیش از هر حرفه‌ای با مهندسی نرم‌افزار گره خورده‌است.


میلاد
۰۸ دی ۹۶ ، ۱۷:۰۴ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲ نظر

من در طول زندگی‌ام هم هم‌سفر(هم‌تیمی) خوب داشته‌ام و هم هم‌سفر بد.


بهترین هم‌سفر هایم را در پروژه‌های دانشگاهی داشته‌ام و بدترین ها را در...

بگذریم.


اما اگر یک‌روز بخواهم با کسی استارتاپی را شروع کنم:


۰- انعطاف!


۱- آن شخص باید حاشیه‌اش کم باشد.


۲- آن شخص باید از کار و انجام‌شدنش لذت ببرد نه از پولدار شدن.


۳- آن شخص باید مثل خودم «رِند» باشد و بتواند بی‌پولی، دیده‌نشدن توسط دیگران و همه چیز‌هایی که با این‌کار از دست می‌دهد را تحمل کند.


۴- باید انتقادپذیر باشد و به ایده‌های جدید احترام بگذارد.


۵- باید احترام هم را همیشه نگه داریم.


۶- باید به علم یقین داشته‌باشد و از یاد گرفتن چیزهای جدید و خیلی نو نترسد.


۷- خیال پردازی خوب است اما باید بیشتر عمل‌گرا و واقع‌گرا باشد.


۸- باید خیلی منظم باشد.


۹- باید تکنیکالی آدم قوی باشد.


۱۰- باید دغدغه ایرانم را داشته‌باشد.


این‌ها همه نگاه به بیرون بود.

قطعا اول باید خودم از درون قوی شوم.

در آینده‌ای نه چندان دور راجع به اینکه «کی برای خودم کار کردن را شروع می‌کنم؟» یا بهتر بگویم «قبل از شروع کار باید چه مهارت‌هایی را کسب کنم؟» پست خواهم زد.


پ.ن: من عاشق FinTech و e_Commerce و استارتاپ‌های مبتنی بر blockchain هستم و از Game و استارتاپ‌هایی که مبتنی بر محتوا هستند بدم می‌آید.


میلاد
۰۳ دی ۹۶ ، ۱۴:۲۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر