جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

مدت طولانی است که در بیان می‌نویسم.
از عنفوان نوجوانی تا به حال لحظاتم را ثبت کرده‌ام تا بعدها علاوه بر استفاده از تجربیات، از اشتباهات و خاطرات گذشته‌ام لذت ببرم.
هر بار که می‌نویسم کتابخانه به‌هم‌ریخته ذهنم مرتب می‌شود و آرام‌ می‌شوم.
از شلوغی فاصله می‌گیرم و شور عجیبی با وجودم گره‌ می‌خورد.

من یک آدم ساده که دوست دارم یک آدم خوب باشم، آدمی که خودم از آن راضی باشم، آدمی که شب‌ها موقع خواب راحت بخوابد و هر چند موفقیت‌هایش زیاد بزرگ نباشد اما به خودش افتخار کند.

من دوست دارم مسلمان واقعی باشم، هرچند که اسلام کامل است اما من هنوز خیلی با آنچه باید باشم فاصله دارم.

آخرین مطالب

۲ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

وقتی اتفاقاتی که تو این دو سال رخ داد و مرور میکنم فقط میگم خدایا شکرت.

خدایا شکرت چون این جایگاهی که الان هستم میتونست خیلی بدتر باشه ، تو این دو سال و نیم کم اتفاق بد نیفتاده اما جایگاهی که الان توشم واقعا جای شکر داره.

خدایا واقعا شکرت که من بعد المپیاد افسرده نشدم مثل خیلی های دیگه چون من دلم به تو خوش بود.

خدایا واقعا شکرت که تو این دوران سخت یه دوست خوب که الانم رفته پیشم بود درسته الان نیست اما مهم اینه من تو اون دوران تنها نبودم.

خدایا واقعا شکرت که هرچی میخواستم رو بهم دادی و حالا تو نقطه آرامش ام و همه بدبختی ها درست شد.

تصمیم گرفتم از این به بعد بیشتر بنویسم و حالا که دیگه دوست صمیمی ندارم ذهنم رو تو وبلاگم و برای خودم خالی کنم.

شاید هم لحنم دیگه مثل قدیم نباشه و حتی بعد از نوشتن یکبار هم متن رو نخونم تا ویرایشش کنم چون هدفم فقط راحت تر کردن خودمه .

این هفته برای سومین بار تو امسال دارم میرم مشهد . 

خیلی کار ها زیاده با اینکه هر روز ساعت هشت و نیم میزنم بیرون و ساعت ۸ شب میام خونه بازم وقت کم میارم.

خسته شدم و امروز وسط کانتست به علت درد شانه وحشتناکم که فکر میکنم عصبی هم باشه نتونستم کانتست رو ادامه بدم.

کلا از دبیرستان به بعد زیاد واسه نمره ناراحت نشدم اما نمیدونم جدیدا چرا وقتی یک کوچولو از دست میدم ناراحت میشم باید با این رفتار بچه گونه ام هم مقابله کنم و همینطور خودم رو با کسی مقایسه نکنم چون فقط من شرایط میلاد بودن رو دارم.

دانشگاه یکبار دیگه مسابقه نهج البلاغه گذاشته که بازهم شرکت کردم چون من مدافع عنوان قهرمانی ام فقط امیدوارم اینبار جایزه هاشون خوب باشه.

این هفته ارائه زبان تخصصی هم دارم و خوشبختانه خیلی ش رو انجام دادم.


خوب یا بد زندگی در جریان ه و منم زندگیم رو تو جریان ثبت میکنم .

بازهم میگم خدایا شکرت.

ببخش اگر من نماز خوندنم پریودیک ه و یک دوره میخونم یک دوره نمیخونم و همش تناوب داره.

ببخش اگر بعضی جا ها از حد انتظارت پایین تر بودم و پای قول های خودم نبودم.

در هر صورت من حس میکنم که تو حواست بهم هست و این برام مایه مسرت ه .


زیاد حرف زدم مثل اینکه 

تمام!

میلاد
۳۰ مهر ۹۵ ، ۲۰:۳۶ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

از پست قبلی ام تا حالا فکر کنم تقریبا ۳ ماهی گذشته باشه.

تغییر رشته دادم!

شکر خدا.

رشته جدیدم شد کامپیوتر و به اون چیزی که خیلی برام مهم بود رسیدم ولی میتونم بگم اونقدر ها هم که فکر میکردم تغییر بزرگی تو شیوه فکر کردنم حاصل نشد اما به خاطر تلاشی که کردم به خودم خسته نباشید میگم.

زندگی این روزا خیلی زود برام سپری میشه بعد از این تابستون که مثل همه ی تابستون های دیگه سوزوندم الان دیگه تقریبا وقت بیکاری ندارم.

تو رشته جدید با آدم های جدید طرفم که هر کدوم برخورد متفاوتی نسبت بهم نشون دادند ولی من کار خودم رو میکنم چون نباید کار نیمه تموم دبیرستان رو همینجوری رها کنم.

راستش دلم برای آدم های قبلی هم تنگ شده نمیدونم آیا اونا هم دلشون برای من تنگ شده یا نه ؟! اصلا خلا من احساس شده؟!

امسال اولین پاییز ی هستش که تو کرج نیستم دیگه کم کم به شهر جدیدم تهران عادت کردم اما پاییز کرج یه آرامش خاصی داشت وقتی همه پارک ها خالی از آدم بود و بعد از ظهر ها میزدم بیرون .

نمیدونم این خوبه یا بد اما زندگیم خیلی داره تغییر میکنه تند تند.

تو یک سال خوابگاهی میشم رشته عوض میکنم خونه عوض میکنم و...

گفتم کار نیمه تموم ولی نگفتم کار نیمه تموم چیه.

کار نیمه تموم من اینه که دست خالی از دنیای کد بیرون نرم ....

درسته مدال نیوردم ولی باید جبران کنم حتما تو ACM به یه جایی برسم حالا تو اسمش رو عقده میزاری بزار من ناراحت نمیشم.

فارغ از هر چیز 

فارغ از اینکه کار بهتر از ACM ه

فارغ از اینکه درس شاید بیشتر بدرد بخوره 

فارغ از اینکه ته ای سی ام چی میشه مگه

من میخوام اراده کنم و بهش برسم.

مهم اینه من میخوام تو این راه موفق بشم.

این بار خودم رو به هیچکس جز خودم نمیخوام ثابت کنم .



میلاد
۲۴ مهر ۹۵ ، ۲۳:۱۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر