جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

مدت طولانی است که در بیان می‌نویسم.
از عنفوان نوجوانی تا به حال لحظاتم را ثبت کرده‌ام تا بعدها علاوه بر استفاده از تجربیات، از اشتباهات و خاطرات گذشته‌ام لذت ببرم.
هر بار که می‌نویسم کتابخانه به‌هم‌ریخته ذهنم مرتب می‌شود و آرام‌ می‌شوم.
از شلوغی فاصله می‌گیرم و شور عجیبی با وجودم گره‌ می‌خورد.

من یک آدم ساده که دوست دارم یک آدم خوب باشم، آدمی که خودم از آن راضی باشم، آدمی که شب‌ها موقع خواب راحت بخوابد و هر چند موفقیت‌هایش زیاد بزرگ نباشد اما به خودش افتخار کند.

من دوست دارم مسلمان واقعی باشم، هرچند که اسلام کامل است اما من هنوز خیلی با آنچه باید باشم فاصله دارم.

آخرین مطالب

۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

شایسته میبینم در پایان هر سال نگاهی اجمالی به سالی که گذشت داشته باشم تا از اشتباهات آن سال درس بگیرم و درس های گرفته شده را به کار ببندم هر چند تجربه ثابت کرده است که من از آن درس ها استفاده خوبی نخواهم کرد.

پس از تحویل سال 1394 خانواده به شمال رفتند و من به دلیل کنکوری بودن در خانه ماندم.

نیک میدانستم که عید سختی در پیش است اما به خوبی دوره کردم و پس از آن ماه فروردین و اردیبهشت برایم سرشار از موفقیت در آزمون های سنجش بود به نوعی که از خودم انتظار زیر 200 را پیدا کرده بودم.

اما در خرداد به خوبی درس نخواندم اما بازهم نتایجم عالی بود.

کنکور را دادم و هیچ ایده ای نسبت به رتبه ام نداشتم .

رتبه ها آمد و معدل کار خودش را کرد.

پس از آمدن رتبه ها بنابر تجربه از سال های گذشته خودم را برای نرم افزار علم و صنعت آماده کردم اما در عین ناباوری نه تنها قبول نشدم بلکه نرم افزار شهید بهشتی و علوم کامپیوتر شریف را نیز قبول نشدم و با شانس به عنوان نفر آخر مهندسی پزشکی برگزیده شدم.

ترم اول را در راه بودم . عمده وقتم در مترو گذشت و تقریبا در آن سه ماه هیچ کاری نکردم.

از دو ماه آخر سال هم چیزی یادم نمیاید و الان هم در خدمت شما هستم.


وضعیت من و خدا در این سال

موقع کنکور و تا قبل اعلام نتایج خیلی به او نزدیک بودم . شاید فکر کنید به خاطر ترس بود و عالم کنکور اما برای من کنکور خیلی بی ارزش تر بود.

آن موقع دوستی واقعی بود.

بعد از اعلام نتایج من به گونه ای که انگار ظلم بزرگی در حقم شد با او رفتار کردم و از آن بعد نماز هایم یک هفته در میان شد و رابطه همان گونه باقی ماند.

حال برآنم که رابطه خودم با خدا را ترمیم کنم.

خدایا ما را به سوی خودت هدایت کن


وضعیت من و کتاب در این سال

راستش به خوبی کتاب نخواندم.

در دوران کنکور توجیح خوبی برای نخواندن کتاب غیر درسی داشتم اما در پاییز و زمستان خودم را با درس گول زدم.

به هر کتابی میرسیدم میگفتم "نمیشه آقا تو درس داری" اما درس هم نمیخواندم .

وقت گذشت چیز بدردبخوری را برای ما نگذاشت.

یادم باشد دیگر اینگونه گول نخورم یا بهتر بگویم خودم را گول نزنم.


وضعیت من و دوستان در این سال

بهترین دوستم را در شهریور این سال بدست آوردم . شاید بتوانم بگویم این دوستی با شکوه ترین اتفاق کل زندگیم بود.

بابت او خداوند را شکر میکنم .

با این حال رابطه من با بسیاری از دوستان مدرسه کمرنگ شد و در این میان دوستان موضعی کم نبودند.

در دانشگاه نیز نتوانستم شخص خوبی برای دوستی پیدا کنم و میتوانم بگویم در حال حاضر آدم کم دوستی هستم .


وضعیت من و والدین در این سال

هنگام کنکور که ساده بودیم . مثل هر پدر مادر و فرزند دیگری.

بعد کنکور آن ها خوشحال بودند و از رتبه من راضی .

مهندسی پزشکی پیشنهاد پدر بود و او از قبول شدن من بسیار خرسند شده بود .

پدر نیک میداند که آینده من صرفا یک رشته نیست به خاطر این است که مثل من حرص نمیخورد وگرنه او برای من از خودم نگران تر است.

با خوابگاهی شدن من در ترم دو خیلی از هم دور شدیم در حال حاضر بسیار غریبه ایم.


وضعیت من و فیلم در این سال

به حد خوبی فیلم ندیدم اما در پایان سال توانستم فیلم های خوبی ببینم که بسیار لذت بخش بودند.

Back to Future و Birdman خاطره های خوبی برای من رقم زدند.

به خصوص Birdman که شاید تبدیل به یکی از 5 فیلم برتر من شده باشد.


از همه مهم تر 

وضعیت من و خودم در این سال

موقع کنکور که خدا رو شکر استرس نداشتم اما بعد از اعلام نتایج خیلی اذیت شدم.

دفعات مکرری با خودم قهر کردم و خودم را عذاب دادم .

خیلی سخت بود که از کامپیوتر و کد دور بودم .

بارها خودم را سرزنش کردم که چرا شهرستان کامپیوتر نخواندم یا مثلا از علوم کامپیوتر خواندن ترسیدم.

اما هنوز بازی برای من تمام نشده و میتوانم تغییر رشته بدهم اگر نشد هم میتوانم در رشته خودم شکوفا شوم.

تعطیلات فرصت خوبی است تا سنگ ها را با خودم وا بکنم و دوباره به خودم بیایم.



خوب یا بد این سال هم گذشت و بسیار من را غافلگیر کرد.

یک درصد هم باورم نمیشد از اینجایی که هستم سر در بیاورم .

امیدوارم سال بعد هم لطف خداوند شامل حال ما شود و فارغ از رشته و کار و کلا امور دنیوی دوباره دوستی عمیقی با هم داشته باشیم.

البته هر اتفاقی افتاد کوتاهی من بود.

خدایا در سال جدید فقط امیدم به توست

یا حق!


پ.ن: نقدی که برای فیلم Birdman به زبان انگلیسی نوشته بودم در حال حاضر 4 ستاره است و 8000 نفر آن را خوانده اند . :-ذوق مرگ

میلاد
۲۶ اسفند ۹۴ ، ۰۹:۱۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

امروز راهی پیدا کردم که با استفاده از آن توانستم وبلاگ قبلی را که پاک کرده بودم بازیابی کنم

بدین ترتیب 4 سال وبلاگ نویسی من دوباره برگشت.

اما یکی از چیز هایی که از بین رفته کامنت هاست که هر کدام برای من کلی خاطره بود اما در هر حال این دستاورد نیز خودش غنیمت است.

بی نهایت از سایت Archive.org سپاس گزارم کاش میتوانستم Donate کنم.

میلاد
۲۳ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۱۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

1

بعد از یک مدت طولانی بار دیگر شروع به نوشتن کردم.

به وضوح هویداست که مهارت نویسندگی من بسیار تحلیل رفته است و حتی از نقد یک فیلم در ده خط نیز عاجزم.

بر آنم که با تمرین مجدد باز فرم قبلی نگارش خودم را بدست آورم.

راستی این چه مرضی است که وبلاگ هایمان بعد از چند وقت برایمان تبدیل به خزعبل میشوند , آنها را پاک میکنیم و سپس پشیمان میشویم.

با پاک کردن وبلاگ قبلی ام آتش زدم بر انبوهی از خاطراتم که حال بسیار پشیمانم.

اما بالاخره باید از یک جا شروع کرد.

یک شروع مجدد...

میلاد
۲۳ اسفند ۹۴ ، ۰۱:۱۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر