جریان

فصل پشت‌کار و اعتماد به نفس

جریان

فصل پشت‌کار و اعتماد به نفس

مدت طولانی است که در بیان می‌نویسم.
از عنفوان نوجوانی تا به حال لحظاتم را ثبت کرده‌ام تا بعدها علاوه بر استفاده از تجربیات، از اشتباهات و خاطرات گذشته‌ام لذت ببرم.
هر بار که می‌نویسم کتابخانه به‌هم‌ریخته ذهنم مرتب می‌شود و آرام‌ می‌شوم.
از شلوغی فاصله می‌گیرم و شور عجیبی با وجودم گره‌ می‌خورد.

من یک آدم ساده که دوست دارم یک آدم خوب باشم، آدمی که خودم از آن راضی باشم، آدمی که شب‌ها موقع خواب راحت بخوابد و هر چند موفقیت‌هایش زیاد بزرگ نباشد اما به خودش افتخار کند.

من دوست دارم مسلمان واقعی باشم، هرچند که اسلام کامل است اما من هنوز خیلی با آنچه باید باشم فاصله دارم.

آخرین مطالب

۱ مطلب در شهریور ۱۳۹۲ ثبت شده است


امشب که فرصت تفکر راجع به خودم را پیدا کردم ، به این نتیجه رسیدم که خیلی از لحاظ درونی نسبت به گذشته ضعیف شده ام.

یکی از عوامل ضعف رخنه کردن خودنمایی در رفتار من است.

قبل ها اگر کاری را انجام میدادم فقط بخاطر تاثیرات خوبش برای خودم بود و اصلا به این فکر نمیکردم که بقیه راجع به من و کاری که انجام میدهم چه فکری میکنند.

حال کارهایم اندکی طعم ریا به خود گرفته است. دوست دارم همه بدانند که من چه مهارت هایی دارم یا چه کتاب هایی خوانده ام. هر چه زودتر باید این مریضی یعنی خودنمایی را که به تازگی گریبان مرا گرفته است درمان کنم چون این مرض بسیار زود رشد میکند و در کوتاه مدت میتواند مرا به شخصی تبدیل کند که علم را فقط برای فخر فروشی میخواهد و فلسفه را برای بالاتر دیدن خود نسبت به دیگران.

عامل بعدی شلوغ شدن ذهن من است.

احساس میکنم چند وقت است که ذهنم همانند یک کتابخانه بی نظم شده است. در روز خیلی زیاد آدم میبینم و تنها نمیشوم در نتیجه فرصت فکر کردن پیدا نمیکنم.بدتر از آن اینست که آدم هایی که میبینم همه در فضای مجازی هستند و ذهن من را شلوغ و شلوغتر میکنند به نحوی که تنها فرصتی که برای تامل درباره ی خودم پیدا میکنم ، شب ها قبل از خواب یا در مترو است.

چقدر عالی میشود اگر بتوانم مودمم را برای یک هفته خاموش نگاه دارم و از اطرافیانم بخواهم که مرا تنها بگذارند تا اندکی کتابخانه ذهنم را سامان دهم تا کتاب های ادبیات کنار کتاب های ریاضی نباشد و کتاب های خودنمایی و حسادت را در حیاط همان کتابخانه آتش بزنم تا جای بیشتری برای کتاب های مفید باز شود.

فکر نمیکنم کار سختی باشد...




میلاد
۱۷ شهریور ۹۲ ، ۰۰:۳۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر