جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

جریان

اراده و وفاداری به قول‌ها

مدت طولانی است که در بیان می‌نویسم.
از عنفوان نوجوانی تا به حال لحظاتم را ثبت کرده‌ام تا بعدها علاوه بر استفاده از تجربیات، از اشتباهات و خاطرات گذشته‌ام لذت ببرم.
هر بار که می‌نویسم کتابخانه به‌هم‌ریخته ذهنم مرتب می‌شود و آرام‌ می‌شوم.
از شلوغی فاصله می‌گیرم و شور عجیبی با وجودم گره‌ می‌خورد.

من یک آدم ساده که دوست دارم یک آدم خوب باشم، آدمی که خودم از آن راضی باشم، آدمی که شب‌ها موقع خواب راحت بخوابد و هر چند موفقیت‌هایش زیاد بزرگ نباشد اما به خودش افتخار کند.

من دوست دارم مسلمان واقعی باشم، هرچند که اسلام کامل است اما من هنوز خیلی با آنچه باید باشم فاصله دارم.

آخرین مطالب

۳ مطلب در خرداد ۱۳۹۲ ثبت شده است

در عمرم هیچگاه یک شطرنجباز حرفه ای نبودم که بخواهم دیگران را نصیحت کنم اما توصیه هایی که در زیر مینویسم بیشتر برگرفته از کتبی که خوانده ام و مصاحبه هایی که از قهرمانان بزرگ مانند کاسپاروف و شورت و کورچنوی و باردن شنیده ام و اندکی از تجربه خودم میباشد.

خیلی از شطرنجباز ها بعد از مدت زیادی بازی شطرنج گله مند از این هستند که چرا بازیشان به قدر کافی پیشرفت نمیکند.

خود من هم این مشکل را داشتم و این مشکل باعث شد تا حدودی انگیزه ام را از دست بدهم ومدتی شطرنج بازی نکنم.

اگر شما یک شطرنجباز متوسط هستید یعنی به گشایش ها تسلط دارید , مات با رخ و شاه و مات سیسیلی و سایر مات های مقدماتی را بلدید , ارزش مهره ها را میدانید و با اصطلاحات شطرنجی نظیر آچمز و چنگال و کیش برخاست آشنایی دارید و آن ها را به کار میبرید توصیه های زیر میتواند بسیار شما را کمک کند.


1- اشتباه نکنید ! :

اگر این اصل را رعایت کنید میتوانید یک خیز به جلو بردارید و بازی خود را پیشرفت بسیاری دهید. شاید در ابتدا خیلی کلی به نظر بیاید اما منظور من از اشتباه این نیست که وزیر خود را کنار پیاده حریف بگذارید منظور جلوگیری از طرحها و ترکیب های حریف است.شاید در گام اول خواندن فکر حریف سخت به نظر برسد اما سوال های زیر بسیار به شما کمک میکند.

الف - آیا حرکت آخر حریف تهدید آشکاری داشته است؟

ب - حرکتی را که در ذهن دارید به صورت ذهنی انجام دهید آنگاه خود را جای سیاه بگذارید و بازی کنید تا به عواقب کار خود پی ببرید.

ج - آیا حریفتان مهره ای را بی دفاع گذاشته است؟


2- در ابتدای بازی مرکز را تحت تسلط خود درآورید.


3- قلعه بروید.

قلعه رفتن , سیستم دفاعی شما را سامان میدهد و بسیاری از تهدید های حریف را دفع میکند.


4- پیاده های آخر بازی را جدی بگیرید. 


5- از شاه در انتهای بازی به عنوان یک مهره هجومی بهره بجویید.


6- در مقابل بازیکنان قدیمی همانند افراد پیر و بازیکنان متوسط که با همه ی سیستم های گشایشی آشنا نیستند به جای استفاده از سیستم گشایشی ایتالیایی و سیسیلی از سیستم هایی مانند بازی مرکز , گامبی , پیاده زهری استفاده کنید زیرا اغلب افراد در مقابل سیستم های گشایشی جدید معمولا گند میزنند.


7- با کمی بهتر از خود بازی کنید.

بازیکنان ضعیف حرکت قوی نخواهند کرد پس چیز زیادی به شما یاد نمیدهند و در مقابل حریف های بسیار قوی تر نیز بدلیل نداشتن انگیزه برد ممکن است بازی اصلی خود را انجام ندهید.


8- وقتی برتری مهره دارید , مهره ها را معامله کنید.

یک برد شیرین و ساده میتواند حاصل یک ترکیب و برتری یک پیاده و سپس معامله ی مهره ها تا رسیدن به انتهای بازی و بهره جویی از مهره اضافی مان باشد.


9- رخ و وزیر را زود گسترش ندهید.

اگر در حرکت و مانور با رخ و وزیر تسلط کامل ندارید از بیرون آوردن آنها در ابتدای بازی بپرهیزید.


10- مات را از حریف بدزدید.

وقتی حریف در مهره نسبت به شما برتری دارد و شما نیز امیدی به برد ندارید مات را از حریف بدزدید و بازی را مساوی کنید.راه های زیادی برای مساوی وجود دارد مثلا: بوجود آوردن حالت تکراری , نبود خانه بی تهدید برای شاه , تقابل و ...

(شکل زیر را برای دزدیدن مات ببینید.)


در هر صورت خواندن کتاب تئوری شطرنج از لئونارد باردن را به شما پیشنهاد میکنم که بعدا هم درباره ی آن پست خواهم زد.


میلاد
۲۹ خرداد ۹۲ ، ۰۰:۲۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر


در زندگی روزمره خود همواره با مشکل مواجه هستیم. فرقی ندارد از چه قشر و چه مرتبه ای باشیم. زندگی بوسیله ی همین مشکل هاست که میان افراد تفاوت ایجاد میکند. مشکل های زندگی ما بسیار شبیه مسائل ریاضی هستند. از هر جهت که نگاه کنیم شباهت هایی با هم دارند. متاسفانه کمتر کسی را دیده ام که در مواجه شدن با همه ی مسائل زندگی اش موفق شده باشد. اغلب اوقات ما وقتی از حل سریع مسئله عاجز میشویم به پاک کردن صورت مسئله روی میاوریم.

پاک کردن صورت مسئله تنها یک لفظ است و میتوانند شامل خیلی از کارها شود. اگر شما یک معلم ریاضی یا اصلا یک معلم باشید احتمالا این جملات را زیاد شنیده اید:

مسئله سخت است.

مسئله غیر استاندارد است. 

به اینجا نرسیده ایم.


این ها خود به گونه ای راهکار های سرباز زدن از حل مسئله یا به نوعی پاک کردن صورت مسئله میباشد.


بسیاری از آدم ها (از جمله خودم) در مواجه شدن با مشکلات زندگی مان همانند یک بچه ی کلاس اول راهنمایی رفتار میکنیم.

با کمی تفکر میتوان دریافت که تعداد افرادی که در جامعه مسئله را حل میکنند خیلی کمتر از افرادی هست که از مسئله میگذرند یا به عبارتی صورت مسئله را پاک میکنند.

هرچقدر هم مسئله ای چرت باشد یا سخت بالاخره ما باید آن را حل کنیم تا به مرحله بعد برسیم و متاسفانه این را نمیدانیم و اغلب وقتی در مسیر ما دشواری بوجود میاید به جای سازش و فکر برای راه حل سریع مسیر را تغییر میدهیم.

رستگاری در شاوشانگ(ShawShank Redemption) تنها یک فیلم است و ممکن است این فیلم حقیقت نداشته باشد و زاده تخیل نویسنده باشد و در آن اندکی اغراق شده باشد اما بسیار جالب است که چگونه یک شخص با برنامه ریزی طولانی مدت و نقشه ای بزرگ زندگی خود را از قهقرا نجات میدهد.

چقدر خوب بود اگر ما نیز همانند شخصیت اصلی این فیلم به جای پاک کردن صورت مسئله به حل آن میپرداختیم...


میلاد
۱۱ خرداد ۹۲ ، ۰۰:۳۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر


عادت به خاطره نویسی ندارم و قصد هم نداشتم در این بلاگ پست خاطره ای بزنم اما امروز , بسیار مضخرف بود اما یک چیز خیلی قشنگش کرد. این پست رو زدم تا بعدها یاد امروز باشم و بدونم همیشه بدتر از این هم وجود داره.

بعضی از سمفونی ها و موسیقی های بیکلامی که شنیدم رو هاردم ندارم و فقط میتونم اونارو اتفاقی تو تلویزیون بشنوم.

مشکل اینه که اسمشون رو هم بلد نیستم که دانلود کنم. 

از اونجایی هم که بی کلام هستند و لیریک ندارند نمیشه اسمشون رو هم فهمید.

امروز یکیشون رو به لطف یه نفری پیدا کردم.

(این سمفونی رو از اینجا بشنوید)

شاید در آینده نظرم عوض شه اما امروز بدترین روز زندگیم بود. روز قبل امتحان شیمی. 

هنوز تموم نشده و دیگه هم نمیخوام بخونم. واگذارش کردم به خدا و نفر پشتیم.

از خودم راضی نیستم ولی انصافا این شیمی رو نمیشه خوند.

مثل ادبیات قشنگ نیست که آدم شب تا صبح نخوابه و بخونه.

به قدری خستم کرده که میخوام الان بخوابم اما خیلی زوده.

فردا بلند شم و فقط شیمی بالای 17 بگیرم.


ذهنم پر شده از سولفوریک اسید و سولفورو اسید(که هنوزم فرمولشون رو قاتی میکنم) - آلدهید و اتیلن و بقیه دوستان عاملی - واندروالسی و هیدروژنی - 120 و 109 و کمتر از 109 که باید تو اینجور سوالا به شانسم رجوع کنم.


این آهنگه هم خیلی باحاله , واقعا لذت بخشه.


خدایا چرا شیمی؟ چرا من؟


ایشالله فردا به یاری خدا , دوست پشتیم و سنگین شدن گوش مراقب ها (ما با حرف تقلب میکنیم) , میترکونیم.


پی نوشت 1:

فکر کنم حدود 14 تا 17 شم.

واقعا نمیدونم چه نیازی به این هست که ما بدونیم آلدهید چیه؟!

اصلا در آینده به چه درد میخوره؟

سطح شیمی تدریسی در مدارس خیلی بیشتر از سایر درس هاست مثلا ما درسی مرتبط با علوم کامپیوتر نداریم اما شیمی داریم نظریه هایی رو حفظ میکنیم که برای 20 سال پیش هستند.


پی نوشت2:

خوب و بد شیمی تموم شد و ازش یه سری خاطره مونده. خاطره گریه یکی از بچه ها که میترسید بیفته. خاطره جدولی که با خودم برده بودم و ازم گرفتند (:-بی عرضه). خاطره فداکاری که پشتیم به خاطرم کرد تا برگم رو نگیرن.



میلاد
۰۷ خرداد ۹۲ ، ۰۰:۲۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر